تبليغاتX
گیلار سنگر
(کوهنوردی عشق ورزیدن به طبیعت است)
دوستاي عزيز سلام


در ابتدا از دوستاني که اومدند نظر دادند تشکر مي کنم  و اميدوارم بازم ما رو ياري کنند تا هر روز نسبت به ديروز آپ هاي بهتري داشته باشيم


  پس از يک غيبت طولاني اين دفعه با يک آپ متفاوت اومدم تا در خدمتتون باشم 
تفاوت اين آپ با آپهاي گذشته اينه که ما قبلا دو بخش داشتيم ولي انشا...ازاين به بعد توي آپ هامون قسمتهاي مختلف داريم البته دوستاي عزيز لطف کنيد و در قسمت نظرات در مورد بخشهاي اضافه شده و همچنين بخشهايي که دوست داريد اضافه بشه ما را راهنمايي کنيد

 

اینم برنامه زمستان ۸۶ گروه

 

چند اصطلاح پايه


(mountain)کوه:
زميني که نسبت به پيرامون خود به طور مشخصي برجسته بوده و داراي دامنه هاي شيب داري باشد . ارتفاع دقيقي براي آن تعريف نشده است ولي معمولا زمينهايي که حدود 600 متر از اطراف خود بلند تر باشند را کوه مي نا مند . کوهها به سه شکل به وجود مي آيند
بر اثر چين خودگي سطح زمين


براثر فرسايش
براثر فعاليتهاي آتشفشاني

(arete-flank)گرده:
يالهايي که شيب آنها زياد بوده و بيشتر از مناطق سنگي وصخره اي تشکيل شده باشد، گرده ناميده مي شود

(rock)صخره:
سنگهاي يکپارچه وبزرگ را که بتوان حداکثر با يک طول طناب صعود نمود، صخره مي گويند

 (wall)ديواره:
ديواره يا پرتگاه به مناطقي گفته مي شود که داراي سنگ هاي يک پارچه با شيب زياد بوده و براي صعود به آن به بيش از يک طول طناب نياز باشد

 (summit,peak,top)قله:
بلند ترين نقطه هر کوه را قله مي نامند . ممکن است در بالاي برخي از کوهها دو يا چند قله ي هم ارتفاع وجود داشته باشد ،کوهها يي که در راس آن دو يا چند قله ي نا هم ارتفاع وجود دارد قله ي بلندتر را قله ي اصلي و قله هاي کوتاه تر را قله هاي فرعي مي نامند

 (hill)تپه:
به ارتفاعات کمتر از 600 متر نسبت به زمينهاي مجاور تپه گفته مي شود

 (ridge)يال:
محل برخورد دو دامنه ي شيب دار را در بالاترين نقطه ي تماس يال مي نامند

 (divide)خط الراس:
به خط اصلي و بلند ترين يال بين دو قله که محل تقسيم آب باران باشد خط الراس گفته مي شود . واژه فارسي معادل آن آب پخشان است . خط الراس اصلي محل تقسيم دو حوزه ي آب ريز جداگانه است . در حالي که خط الراس فرعي با اينکه محل تقسيم آب است اما آب هاي سرازير شده از هر قسمت آن به يک حوضه آب ريزي ريخته مي شود

 (valley) دره:
محل برخورد دو دامنه شيب دار در پايين ترين نقطه تماس را دره مي نامند . دره معمولا محل عبور رود خانه هاي دائمي يا فصلي است

 (thalweg(Ger) ,valley line(En)) خط القعر:
ژرف ترين نقاط بستر يک رودخانه يا دره را خط القعر مي نامند

 (pass)گردنه:
پايين ترين نقطه ي تماس بين خط الراسهاي دو کوه را گردنه مي نامند . در دو طرف گردنه معمولا دو دره از طرفين سرازير مي شوند در نتيجه گردنه شکلي شبيه زين اسب دارد

اصطلاحات ديگر بمونه براي آپ بعدي حالا مي خواهم کمي هم در مورد جهت يابي بنويسم چون همنطور که همتون مي دونيد جهت يابي در کوهنوردي خيلي مهم هستش و مي ونه زندگي ما رو نجات بده

 

 جهت يابي در روز:
ما مي توانيم به کمک حرکت ظاهر خورشيد جهت يابي کنيم به اين صورت که ساعت 5:30 الي 7:30 خورشيد در قسمت مشرق و حدود ساعت 9:30الي 10:30 خورشيد در قسمت جنوب شرقي  و ساعت 11:00 خورشيد در جنوب  و حدود 3:30الي 4 در قسمت جنوب غربي و ساعت 6 الي 7 خورشيد در مغرب قرار دارد 
 
جهت يابي به وسيله تنه درخت بريده شده:
در تنه درختان فاصله دايره ها از همديگر در قسمت جنوبي بيشتر و در قسمت شمالي از هم کمتر است لذا با مشاهده تنه بريده شده درخت قسمتي که دايره ها از هم فاصله دارند جنوب و قسمتي که فاصله کمي دارند شمال را نشان مي دهد

جهت يابي به وسيله خزه درختان :
در قسمت شمالي بيشتر از قسمت جنوبي خزه وجود دارد 
 
جهت يابي با کوههاي برفي :
در قسمت شمالي برف زودتر از قسمت جنوبي آب مي شود

جهت يابي به وسيله لانه مورچه :
در قسمت شمال به علت تابش نور خورشيد خاک کمتري نسبت به قسمت جنوبي ريخته شده است 

جهت يابي به کمک سايه اشياء :
ابتدا يک چوب يک متري را انتخاب و آنرا در زمين فرو مي کنيم سپس در انتهاي سايه چوب يک سنگ مي گذاريم 15 دقيقه صبر مي کنيم و سنگ  ديگري را درانتهاي سايه جديدقرار مي دهيم سپس دو سنگ را با يک خط به يکديگر وصل مي کنيم و امتداد مي دهيم و حال پاي چپ خود را روي سنگ اول و پاي دوم را روي سنگ دوم عمود مي کنيم روبروي ما شمال است

جهت يابي به کمک آفتاب و ساعت :

در منطقه معتدل شمال ساعت خود را روي وقت صحيح تنظيم کرده و به طور افقي نوک عقربه ساعت شما را به طرف خورشيد قرار دهيد به طوري که عقربه بر روي ساعت خود منتقل شود يعني سايه خود را بپوشاند بين عقربه وعدد 12 زاويه تشکيل مي شود که نيمساز زاويه بين عقربه و عدد 12 جنوب را نشان مي دهد 

جهت يابي به کمک ديوار:
قسمت جنوب ديوار به جهت تابش آفتاب رطوبت کمتري دارد ولي قسمت شمالي رطوبت بيشتري دارد

جهت يابي به وسيله مساجد مسلمين :
محراب مساجد به سمت جنوب غربي قرار دارد بنابراين مي توان جهت جنوب را تشخيص داد

جهت يابي به وسيله گورستان مسلمين:
در صورت مشاهده قبر مرد مسلمان مي دانيم که سر ميت در جهت غربي  پا در جهت شرقي صورت ميت در جهت جنوب و نوشته روي قبر از شمال به جنوب است

جهت يابي درشب بمونه براي دفعه بعد هر چند بعضي از جهت يابي ها يي که ذکر شد در کوهستان کاربرد کمتري داره
حالا يه خورده از کلاس آموزشي بيايم بيرون و بريم ياد بگيريم چطوري کفر مامان هامون در بياريم

واما یه چند تا عکس

البته اگه ذخیره کنید سایزشون بزرگتر میشه

 

دايره المعارف بي نزاکتي يا چطور کفر مامان رو در بياوريم :

وقتي با مامان مي ري مهموني يک راست برو سراغ چيزهاي شکستني

ميدوني همه جازيستهاي موفق وقتي بچه بودند موقع غذا خوردن مدام با قاشق مي زدن روي ظرفشون Perturbed

مامانت چاق شده نه ؟ موقع غذا خوردن هي قاشقت رو بنداز زمين تا مامان خم بشه و برش داره اگه زود زود لاغر نشد

نذار کسي روي سرت شيره بماله. غذا توي بشقاب مامان و بابا خيلي خوشمزه تر از غذاي توي بشقاب خودته

يادت باشه که آدم قبل از اين که قاشق و چنگال داشته باشه انگشت داشته

صبح وقتي از خواب بيدار شدي توي رخت خوابت نمون که با عروسکات بازي کني . مامان دوست داره همچين که بيدار شدي بيدارش کني

ته بستني قيفي جايزه است . اول ته شو بخور

به مامان ثابت من که خيلي از چیزهایی که فکر مي کنه نشکن هستن بشکن هستن Computer Smash

ديگه کافيه اگه همه اين کارها رو بکنيد مامان براي يه مدت بيمه شادي مي شه Combust

 

قطعه هاي ادبي:

شادبودن هنر است
شادکردن هنري والاتر
زندگي صفحه يکتاي هنرمندي ماست
هر کسي نغمه خود خواند و رود
صفحه پيوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


ناز...     

گفتم : که اي غزال ! چرا ناز مي کني ؟
هر دم نواي مختلفي ساز مي کني ؟
گفتا : بدرب خانه ات ار کس نکوفت مشت
روي سکوت محض تو در باز مي کني ؟!؟

 لوچ...
دهقان پير با ناله گفت : ارباب ! آخر درد من يکي دوتا نيست با وجود اين همه بدبختي  نميدانم ديگر خدا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفريده است ؟ دخترم همه چيز را دو تا مي بيند ! ارباب پرخاش کرد Whipکه بدبخت ! چهل سالست نان مرا زهر مار مي کني مگه کور بودي  نديدي که چشم دختر من هم چپ است ؟
گفت : چرا ارباب ... اما ... چيزي هست  دختر شما همه اين خوشبختي ها را دو تا مي بيند ... ولي دختر من همه اين بدبختي ها را

 

گمنامي گم نشده!
ميان همه جوي ها که همه رودها به دريا سرازير مي شوند جوي کوچکي هم بود که هيچ ميل سرازير شدن به دريا را نداشت
وقتي ساير جويها پرسيدند چرا؟ گفت : من هر چند در مقابل عظمت دريا بس ناچيز و خوارم ... اما من ... گمنام نشدن را بيشتر از شهرت گم شدن دوست دارم


 پيامک:

*تو مي روي و من فقط نگاهت مي کنم تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم .بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم . اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقيست و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

*دوستي ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست . دوستي آن است که يکي براي ديگري چتري شود واو هيچوقت نداند که چرا خيس نشده است

*خدايا ! راهي نمي بينم عيانت پنهان است . اما مهم نيست همين کافيست که همه چيز را مي بيني و من تورا

*يه بار از کنار دريا عبور کردي  يه عمره امواج براي بوسيدن جاي پاهات ميان و ميرن

*اگه امواج مي دانست که ساحل هيچ وقت دستش را نمي گيره هرگز براي رسيدن به اون نفس نفس نمي زد

*دو چيز هيچ وقت از ياد آدم نمي ره
يکي دوستاي خوب
يکي روزهاي خوب
يک چيز هم هيچوقت از دل آدم نمي ره روزهاي خوب که با دوستاي خوب گذشت

*هميشه غمگين ترين و بدترين لحظات زندگي آدم توسط همان کسي ساخته مي شه که شيرين ترين و بياد ماندني ترين لحظات را برات ساخته

*آبي تر از آنيم که بيرنگ بميريم / ازشيشه نبوديم که با سنگ بميريم / تقصير کسي نيست که اينگونه غريبيم / شايد که خدا خواست که دلتنگ بمانيمNo

*براي خريدن عشق هر که هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست گمان کردم چون هيچ ندارد مي گريد اما هيچ کس نداست بهاي عشق اشک است

*يه توپ دارم قلقلي يه ،موهاي سرم فرفري ،اس. ام. اس جديد نداشتم ، سرت کلاه گذاشتم 

خوب اینم از آپ ای دفعه امیدوارم خوشتون اومده باشه

نظر یادتون نره

همیشه شاد پیروز و موفق باشید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 11:55  توسط پیار و پرنسس |